جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
424
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
اين تخت هفت پايهء جواهرنشان و دو پله دارد كه بر پشت اژدها قرار گرفته است و داراى ديوارهء ظريفى است كه گرداگرد آن را با كتيبه زينت دادهاند و پشتى برآمده و بلند آن سرتاسر جواهر است . در قسمت وسط كه بلندى بيشترى دارد و بر رأس آن ستارهء گردى از الماس نصب شده است با اشعهء ساطع به وسيلهء دستگاهى به قسمت عقب پيوسته مىگردد و در طرفين اين ستاره دو پرندهء جواهر - نشان ديده مىشود كه بر گوشهء چهارچوبهء عقبى روبروى هم جا داده شدهاند . اين دستگاهى كه شرحش ذكر و عكس آن چاپ شده است شباهت مختصرى روى همرفته از لحاظ شكل با تصوير مبسوطى دارد كه تاورنيه شرح داده است ، اما علامت و يا سايبانى در آن به نظر نمىرسد يا محلى كه سايبان مفقود را بتوان در آنجا قرار داد . بالاتر از همهجاى طاوس خالى است « 1 » . قول برنيه - اما در اينجا بايد خاطرنشان كرد كه تاورنيه ضمن بحثى فقط دربارهء تخت طاوس اين نكته را ناگفته نگذاشته است كه : « مغول كبير هفت تخت دارد كه بعضى آنها سراسر الماس است و بعضى ديگر با ياقوت و زمرد و مرواريد زينت يافته است » هانواى مىنويسد : « نادر شاه نه تخت ديگر نيز به يغما برده كه در اين صورت تخت موجود در تهران اگر طاوس نباشد ، شايد يكى ديگر از تختهاى كماهميتتر امپراتوران هند بوده است . » اين فرض را نويسندهء ديگر فرانسوى در آن قرن يعنى برنيه تأييد ضمنى مىنمايد كه تخت ديگرى هم ( بدونشك غير از تخت طاوسى كه تاورنيه شرح داده است ) در دهلى بوده و اين تخت را كه وى ديده بود شش پايه داشته با پايههائى ضخيم طلائى كه ياقوت و زمرد و الماسنشان بود و ارزش آن چهل ميليون روپيه ( در آن موقع يك روپيه دو شلينگ و نيم بود ) يا 60 ميليون ليور فرانسه
--> ( 1 ) - موريه كه فتحعلى شاه را در سال 1809 در حال جلوس بر اين تخت ديده تعريف درستى از آن ننموده است . وى مىنويسد : در هريك از دو طرف عقبى پشتى چهارگوشى است كه مرغى را بر آن نعبيه كردهاند ( شايد براى طاوس بوده است ) و سنگهاى قيمتى از هر قبيل بر آن كار گذاشته بودند و هريك ياقوتى هم داشته ، ولى كسانى كه اين تخت را ديدهاند لابد مرغها را با طاوس اشتباه نخواهند كرد و ياقوتى هم ( لااقل فعلا ) بر نوك آنها نيست .